هنر اقتباس

دسته بندی : اخبار

هنر اقتباس

مرسده مقیمی : روزنامه نگار سینما مشغول در مجلات تخصصی «فیلم» و «سینما و ادبیات»

یکی از مهم‌ترین نوع آثار سینمایی، آثار اقتباسی است. به طوری که در بسیاری از جوایز مطرح و بزرگ سینمایی مانند آکادمی اسکار برای آن جایزه‌ای جداگانه در نظر گرفته شده است؛ جایزه بهترین فیلمنامه اقتباسی.
اقتباس بر انواع گوناگون است؛ اقتباس وفادار، اقتباس آزاد و اقتباس لفظ به لفظ یا تام.
در اقتباس وفادار فیلمساز یک اثر ادبی، یک رخداد و یا یک اثر سینمایی را مأخذ خود قرار داده و به آن کاملا وفادار است اما به فراخور جهان‌بینی و سلیقه شخصی‌اش برخی از قسمت‌های قصه اصلی را تغییر می‌دهد که معمولا این تغییرات یا در مشاغل و یا در پایان‌بندی است. چیزی که در این نوع از اقتباس قطعی است این است که داستان فیلمِ اقتباس گرفته با داستان اصلی تفاوت چشمگیری ندارد جز موارد اندک که امضای فیلمسازی است که آن را اقتباس کرده. غالب اقتباس در سراسر دنیا همین اقتباس است و یکی از مهم‌ترین فیلمسازان هندی تبحری مثال‌زدنی در این نوع اقتباس دارد.
سانجی لیلا بنسالی اکثر فیلم‌هایش را در همین حوزه ساخته است. «Black» اقتباسی از زندگی هلن کلر است که جای جای قصه رد قصه اصلی کاملا وفادارانه هویداست؛ اما شخصیت معلم از زن به مرد تغییر کرده و امضای کارگردان هندی نیز با فراموشی گرفتن معلم به قصه اضافه شده؛ در حالی که در قصه اصلی معلم کلر تا لحظه آخر در کنار او با سلامت زندگی می‌کند.
« Saawariya » اقتباسی موفق از نوشته تحسین برانگیر فئودور داستایوسکی، «شب‌های روشن» است. که باز در همین گونه از اقتباس جای می‌گیرد.
« Goliyon Ki Raasleela Ram-Leela » نیز همین نوع اقتباس از روی نمایش‌نامه مشهور نویسنده شهیر انگلیسی ویلیام شکسپیر است.
البته که «Devdas» و « Bajirao mastani » نیز فیلم‌هایی با اقتباسی ادبی هستند منتها ما چون به منبع هندی کتاب‌ها دسترسی نداریم گمان می‌کنیم آن‌ها از روی فیلم‌های قدیمی اقتباس شده است.
به جز آثار بنسالی یکی از موفق‌ترین اقتباس‌های اخیر سینمای هند «Haider» است که روی هملت شکسپیر اقتباس شده و پایان‌بندی متفاوت و اثرگذارش با نمایش‌نامه اصلی و پیام ضدجنگی که می‌دهد حتی منتقد روزنامه گاردین را به تحسین واداشت.

در اقتباس آزاد؛ فیلمساز تم مایه یک داستان را استفاده می‌کند به طوری که کاملا مشخص است تم داستانی را از روی یک اثر ادبی، یک فیلم سینمایی یا یک رویداد واقعی برداشته اما کلیت فیلم تخیل خود فیلمساز است و هیچ ارتباطی با نسخه اصلی ندارد. در اقتباس تام اما ماجرا کاملا برعکس است. یعنی فیلمساز عینا واقعه رخ داده را چه در واقعیت، چه در اثر ادبی، چه در یک فیلم سینمایی عینا می‌سازد بدون کوچک‌ترین تغییری که اتفاقا کار بسیار سختی است چرا که همواره مورد قیاس با نسخه اصلی قرار می‌گیرد.
بهترین نمونه این دو نوع اقتباس در سینمای هند را می‌توان در دو فیلم کم‌نظیر سراغ گرفت. «Talvar» اقتباسی تام است است از روی یک پرونده معروف جنایی در هند؛ پرونده‌ای که هنوز هم قاتلین آن مشخص نشده‌اند و پرونده همچنان مفتوح است. برای همین در فیلم مورد اشاره نیز تا پایان شما متوجه این‌که بالاخره قاتل دختر چه کسی است نمی‌شوید! چرا که فیلمساز به واقعه اصلی کاملا وفادار بوده و چیزی از خود اضافه نکرده است اما در اقتباس آزادی از همین پرونده، فیلم به شدت دیدنی « Rahasya » تم مایه این واقعه را تم اصلی فیلم خویش قرار داده اما مابقی داستان تخیل فیلمساز است. به طوری که قاتل مشخص شده و ماجراهای پیچ در پیچ آن یک فیلم جنایی خوش ساخت را به مخاطب تحویل می‌دهد.

با توضیح مفصل بالا به عنوان یک روزنامه‌نگار و پژوهشگر سینمایی تاکید می‌کنم ما در سینما هرگز به متون تکراری کپی نمی‌گوییم! جملگی موارد از انواع اقتباس‌اند و تنها زمانی بحث کپی کردن به میان می‌آید که فیلمساز از نظر اخلاقی منبع خود را اعلام نکرده باشد. آن هنگام این پیش فرض وجود دارد که خود فیلمساز نیز منبع اصلی را نمی‌داند و صرفا از روی فیلمی کپی کرده است و این نیز یک بحث اخلاقی است وگرنه تم مایه گرفتن از فیلمی پیش‌تر ساخته شده آن هم در صورت عنوان آن در تیتراژ نه تنها جرم نیست بلکه همان طور که اشاره شد در جوایز سینمایی معتبر جایزه‌ای جداگانه دارد البته این‌جا از نظر سینمایی نیز بحث مهمی وجود دارد و آن این‌که آیا فیلم مذکور تم مایه داستانی فیلم منبع را برداشته یا این‌که حتی نورپردازی، دکوپاژ و میزانسن‌ها را نیز تکرار کرده؟! اگر فیلمی تمام پلان‌هایش را از نظر سینمایی و نه داستانی مشابه نسخه اصلی ساخته باشد نیز بحث کپی به میان می‌آید چرا که نباید فراموش کرد امر اقتباس از هر نوع که باشد فقط در متن و محتوا صورت می‌گیرد و نه ساختار. برای مثال فیلم «Brothers» اقتباسی تام از فیلم موفق «Warrior» است. از نظر اخلاقی و قانونی حق رایت این فیلم خریده شده و نام آن در تیتراژ فیلم نیز ذکر شده است حتی فیلمساز تلاش کرده با ایجاد رابطه عاطفی میان پدر و فرزند که در نسخه خارجی بسیار کمرنگ است فیلم را برای جامعه هند بومی کند که این یکی از مهم‌ترین فرایندهای اقتباس است اما چیزی که فیلم را به عنوان اثری مستقل بی اعتبار می‌کند این است که فیلمساز حتی میزانسن‌های فیلم اصلی را تکرار کرده و در واقع کوچک‌ترین تفکری برای ساخت فیلم از سوی او انجام نگرفته است.
بنابراین چند نکته مهم را درباره اقتباس تکرار می‌کنم:

  1. اقتباس در محتوا صورت می‌گیرد و نه در ساخت؛ یعنی فیلمساز مجاز است دقیقا قصه‌ای مشابه را که پیش‌تر ساخته شده بسازد اما در ساخت باید متکی به خود باشد وگرنه عملا در آن اثر هیچ رخداد هنری صورت نگرفته است.
  2. فیلمساز موظف است فیلم خود را بومی کند؛ یعنی اگر یک فیلم موفق آمریکایی اقتباس می‌شود باید در نسخه هندی به فرهنگ هندی نزدیک شود. نباید فیلم به گونه‌ای باشد که مخاطب هندی با فیلمی آمریکایی طرف باشد و خود را کاملا در اتمسفر فیلم غریبه ببیند.
  3. فیلمساز باید نام اثری را که از آن اقتباس کرده حتما و قطعا به میان بیاورد در غیر این صورت قانون کپی رایت را نقض کرده و دزد هنری خوانده می‌شود.

متاسفانه سرانه پایین مطالعه در ایران سبب شده هر فیلمی به صرف این‌که پیش‌تر فیلمی مشابه آن ساخته شده محکوم به کپی شود؛ حال آن که این‌طور نیست. آثار ادبی جهانی‌اند و هر فیلمسازی در هر کجای جهان با هر درجه از اعتباری می‌تواند از روی آن اقتباس کنند. برای مثال فیلم «Kyon Ki» اقتباسی از روی رمان معروف «دیوانه از قفس پرید» است و آن فیلم معروف آمریکایی هم اقتباسی از روی همین کتاب؛ بنابراین فیلم هندی ابدا کپی از روی فیلم آمریکایی نیست بلکه هر دو از روی آن کتاب اقتباس شده‌اند و قطعا که نسخه آمریکایی شاهکاری تکرار ناشدنی است. اتفاقا فیلم مذکور تمامی المان‌های بالا را رعایت کرده است. هم نام منبع را آورده، هم دکوپاژ و طراحی صحنه مخصوص به خویش را دارد و با اضافه کردن داستان‌هایی، قصه را کاملا بومی کرده و آن را برای مخاطب هندی ملموس کرده است. برای مثال در قصه اصلی فرد به دختر بچه‌ای تجاوز کرده و برای فرار از ندان خودش را به دیوانگی زده اما اینجا مرد در اثر از دست دادن عشقش به جنون رسیده است. در نسخه اصلی پزشک زنی وجود ندارد تا رابطه عاطفی شکل بگیرد و همین‌طور پزشکی که در بچگی با پول بیمار درس خوانده باشد و به نوعی برادر او باشد. اضافه کردن تمامی این المان‌ها فیلم را کاملا بومی کرده و مهم‌ترین علتی که از اعتبار فیلم می‌کاهد قوت نسخه آمریکایی است که هر نسخه ساخته شده از روی آن رمان را بی‌اعتبار می‌کند.
مشابه همین اتفاق در فیلم « Main aisa hi hoon » رخ می‌دهد فیلم اقتباسی کاملا بومی شده از فیلم تحسین شده «I Am Sam» است. که باز هم به رغم تلاش‌های صورت گرفته به علت قدرت نسخه اصلی هر نسخه مشابهی دیده نخواهد شد.
این که نسخه اقتباس شده بتواند خودی نشان دهد مستلزم دقت و هوشیاری است. چرا که ناخواسته با نسخه اصلی قیاس می‌شود و اثر ارائه شده باید به حدی با دقت و وسواس ساخته شده باشد که بتواند خود را نشان دهد برای مثال فیلم هندی « Guzaarish » که به اشتباه همگان گمان می‌برند کپی یک فیلم اسپانیایی است؛ اقتباسی از نمایش‌نامه «بالاخره این زندگی مال کیه؟» نوشته برایان کلارک است. که اتفاقا اقتباس ایرانی آن تئاتری با بازی نوید محمدزاده، بازیگر توانمند ایرانی است. دی‌وی‌دی این تئاتر برای خرید یا دانلود هم موجود است، به راحتی می‌توانید آن را تهیه کنید تا ببنید تا چه اندازه اقتباس هندی آن از نسخه ایرانی موفق‌تر است.
متاسفانه به علت عدم تسلط بر ادبیات و البته ادبیات نمایشی نظراتی غیر کارشناسانه و سطحی درباره کپی بودن فیلم‌ها داده می‌شود و آن‌قدر تکرار می‌شود که انگار از ابتدا اصل بر همین بوده و هست!
منتها این اتفاق وقتی روی نوشته‌های مطرح مثل «هملت» رخ می‌دهد همه متوجه اقتباسی بودن آن می‌شوند و بحث کپی بودن به میان نمی‌آید اما در مورد آثار دیگر چون حتی نام‌شان به گوش برخی هم نخورده به راحتی قضاوت ناصحیح می‌شود.

البته این مورد هم با باز از حب و بغض‌های هواداری به دور نیست! برای مثال چرا کسی به شباهت‌های داستانی غیر قابل انکار « goliyon ki raasleela ram-leela » و « Ishaqzaade » اشاره نکرد؟ چرا کسی نگفت بنسالی فیلم حبیب فیصل را کپی کرده؟! چون بنسالی فیلمساز مهمی است و فیصل نه! چون رنویر سینگ و دیپیکا پادوکن کلی هوادار دارند و آرجون کاپور و پارینتی چوپرا نه!
بله! متاسفانه همه به همین دلایل کوته‌نظرانه به شباهت مضمونی دو فیلم اشاره نکردند اما فیلم بنسالی به دلیلی دیگر کپی فیلم ضعیف فیصل نیست!
هر دو فیلم اقتباسی وفادارانه از نمایش‌نامه مشهور «رمئو و ژولیت» هستند و همان‌طور که گفته شد در اقتباس وفادارانه می‌توان برخی چیزها را تغییر داد که هم فیصل و هم بنسالی این تغییرات را داده‌اند اما داستان اصلی هر دو فیلم قصه نمایش‌نامه اصلی است. قصه عشق ممنوعه دختر و پسر دو طایفه که مخفیانه ازدواج می‌کنند و بار اول پسر با بی‌آبرویی دختر را رها می‌کند. (در فیلم فیصل تعمدی و در فیلم بنسالی با مستی پسر و کاملا سهوی) و پس از مدتی دوباره بهم می‌رسند و برای رهایی از ظلم زمانه با تنها چیزی که طایفه‌های‌شان برای آن‌ها به ارث گذاشته است؛ بودنِ تا ابد کنار هم را انتخاب می‌کنند؛ یعنی مرگ با اسلحه و یکی شدن روح‌شان.
اما اینجاست که بحث اخلاق به میان می‌آید بنسالی صادقانه و البته با افتخار به اقتباس خود از یکی از مهم‌ترین آثار ادبی جهان اشاره می‌کند اما آدیتیا چوپرا و حبیب فیصل نویسندگان فیلم « Ishaqzaade » اصلا نامی از منبع اصلی نمی‌برند تا آنانی که نمایش‌نامه اصلی را نخوانده و نمی‌دانند متوجه نشوند چنین داستان و چنین پایان شورانگیزی که البته عملا با اجرای بد دو بازیگر فیلم خراب شده! زاییده ذهن ویلیام شکسپیر بزرگ‌ترین نویسنده جهان است نه فیصل و چوپرا!

کاش کمی آگاه باشیم و بعد قضاوت کنیم. خوشحالم که کبیر خان همیشه این راستی را با مخاطب خود داشته است و بی صبرانه منتظر اقتباس هندی، از فیلم زیبای «Little Boy» هستیم و قطعا که پیش از دیدن قضاوتی نخواهیم داشت.

 

کپی اخبار و مقالات تخصصی بالیوودیها با ذکر نام و لینک بلا مانع است. رسانه بالیوودیها، تنها رسانه رسمی بالیوود پارسی در خاورمیانه.

_____________________
Www.Bollywoodiha.Com / Telegram.me/BollywoodihaOfficial / Instagram.com/BollywoodihaOfficial

  • سلام، مهمان
  • خروج
بزودی
free webpage hit counter